اسکار ! نصیب جدایی من از تو نخواهد شد
ما همان اخراجی های چند هزارمیم
که تنها لبخندی عامیانه
بر گوشه ذهن شیطان کاشته ایم
م علوی 91.2.9
1- گاهی اتفاقات مثل تولد ، بیماری و مرگ هستند . آدم ناخود آگاه درگیرشان میشود و باید به عنوان مهمترین بخشهای سرنوشتش آنها را بپذیرد.........
2 _ قسمتی از یک ترانه جدید
چی مونده برامون از اون موقع ها
به جز خاطره بازی گهگدار؟
غذا خوردن زورکی با یه بغض
همیشه سر میز شام و نهار
فقط رفتم و کی میای؟ و همین !
که اینم یه رفتار معمولیه
میشه با همه اینطوری بود و هیچ
مهمم نباشه مخاطب کیه
نه دنیا همونه برامون دیگه
نه ما اون دو تا آدم سابقیم
نه چیز جدیدی تو این رابطه س
که ثابت کنه ما هنوز عاشقیم
بدون تفاهم نمیشه دیگه
یه راه نفس گیرو باهم بریم
دلیلی نداره که بی دلخوشی
سلامای سردُ ادامه بدیم
3_ کاش کمی روش زندگی اجتماعی را قبل از اینکه باعث ویرانی زندگی کسی بشیم یاد بگیریم ..... امیدوارم هیچ طلاقی ( بعد از خبر اینهایی که در سال جدید شنیدم ) اتفاق نیافته..... دلم به حال کودکان طلاق بیشتر از کودکان یتیم میسوزه....
نصفه شب بود با خودم فکر میکردم چه میشه الان یه زلزله ی بزرگ بیاد؟ تو همون لحظه صدای خش خش اومد از اتاق فکر کردم خونه داره میلرزه کپ کردم چراغو روشن کردم چیزی نبود و صدا هم قطع شد دوباره چراغو خاموش کردم و صدا شدید تر شد خشکم زده بود سرجام از ترس داشتم میلرزیدم. تنها ترین کاری که تونستم بکنم صدا زدن برادرم بود و و با ترس و لرز روشن کردن چراغ . به محض اینکه چراغ روشن شد دیدم یه سوسک نسبتا بزرگ داره روکاغد پوستی های گوشه ی اتاقم قدم میزنه بعد از اینکه برادرم به حسابش رسید به خودم گفتم این یه پیام از طرف خدا بود که بچه جون !! وقتی از یه سوسک اینجوری میترسی بیخود میکنی ازم زلزله میخوای !! بعضی وقتا آمادگی یه اتفاق کوچیک رو هم نداریم و فقط به خدا اصرار میکنیم که اتفاق بزرگ و مهیج برامون بیافته اینه حکمت خدا
با اتفاقی که این روزها برام افتاده فکر میکنم این یه نشونه بود برام برای درک شیطونی های خدا ! و تحمل بیشتر
ما ماندیم و گلهای دلتنگ خانه ات .....
پدربزرگ هایم به هم رسیدند .در عرض یک سال و نیم سایه های بالا سرمون رو از دست دادیم ...

١_ ٨٩ رو دوست داشتم اتفاق های مهم و عجیبی برام افتاد که دوست داشتنی بودند . ولی از پایانش هم ناراحت نشدم چون حس میکنم 90 سال بهتری میشه . تولدش رو به همه دوستان عزیز تبریک میگم
2_ اولین فیلمی که سال رو با دیدن اون شروع کردم جدایی نادر از سیمین بود که به لطف موش های ریز و دوست داشتنی که تو سالن سینما زیر پامون جنب و جوش میکردن نتونستم خوب حواسمو بهش جلب کنم . اما مثل تمام کارهای آقای فرهادی و بازیگران هنرمندش عالی بود و از همینجا دیدن اون رو به همه توصیه میکنم و امیدوارم با وجود چنین آثاری ، تولید فیلم هایی مثل اخراجی ها متوقف بشه و سطح سلیقه بیننده ها بالا بره .
3 _ این ترانه هیچ ربطی به حال و هوای خوب این روزهام نداره
علاقه هامون زیر سکوته ، نمیرسه باز به هم صدامون
دوباره یلدای فاصله ست و ، دوباره سرده حال و هوامون
اون ور دنیا تو دلخور از من ، سیاهه لحظه به رنگ تلفن
من و زمستون این ور گریه ، تو انتظار یه زنگ تلفن
......
← صفحه بعد