نگاهت را
که از میان هزاران چشم
جدا کرده ام....
لابه لای خاطراتم می خشکانم
*
بی قرارت که میشوم...
تمام سه شنبه ها را ورق میزنم
سلام . آخرین سه شنبه ی سال 1387 و آخرین پست امسال. هر چقدر تلاش کردم که شعر و ترانه یی که ریتم شاد تری داشته باشد را برای نوشتن پیدا کنم نشد ولی... حالم خوب است و پر از امید برای آغاز سال جدید.
*******
پر از بغض فرو خورده م ، شکست دل چه سنگینه
تو حرفامو نمی فهمی، تموم درد من اینه
چه سنگینه کنار تو ، به ظاهر خوب بودن هام
تو جنگ ساکت تقدیر ، همین مغلوب بودن هام
چه تکرار غم آلودی*؟ کجا رفت اون همه احساس؟
چرا بین لبای ما ، سکوت واژه ها برپاس؟
میدونم خسته یی از من نگاهت خالی از شوره
تحمل میکنی انگار..... دلت مجبوره مجبوره
برای تا ابد موندن ، تموم جونمو دادم
چرا پایان ما این شد؟ چه زود از چشمت افتادم
. و در آخر دو کارت تبریک که برای دوستان گرامی طراحی کرده ام .امیدوارم در سال 88تمام دوستان لحظاتی پر از انرژی مثبت و زیبا ، کنار عزیزان خود داشته باشند.
http://sheikhamer.co.cc/save/621sheam1r
http://sheikhamer.co.cc/save/622sheam1r
* با تذکر دوستان به جای "چرا عشق عادی شد "نوشتم.
نظرات ()