هذیان های یک تبریزی تب کرده

آخرین سه شنبه ی سال
نویسنده : مریم علوی میلانی - ساعت ٢:۳٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٧
 

نگاهت را

که از میان هزاران چشم

جدا کرده ام....

لابه لای خاطراتم می خشکانم

*

بی قرارت که میشوم...

تمام سه شنبه ها را ورق میزنم

سلام . آخرین سه شنبه ی سال 1387 و آخرین پست امسال. هر چقدر تلاش کردم که شعر و ترانه یی که ریتم شاد تری داشته باشد را برای نوشتن پیدا کنم  نشد ولی... حالم خوب است و پر از امید برای آغاز سال جدید.

*******

پر از بغض فرو خورده م ، شکست دل چه سنگینه

تو حرفامو نمی فهمی، تموم درد من اینه

چه سنگینه کنار تو ، به ظاهر خوب بودن هام

تو جنگ ساکت تقدیر ، همین مغلوب بودن هام

چه تکرار غم آلودی*؟ کجا رفت اون همه احساس؟

چرا بین لبای ما ، سکوت واژه ها برپاس؟

میدونم خسته یی از من نگاهت خالی از شوره

تحمل میکنی انگار..... دلت مجبوره مجبوره

برای تا ابد موندن ، تموم جونمو دادم

چرا پایان ما این شد؟ چه زود از چشمت افتادم

. و در آخر دو کارت تبریک که برای دوستان گرامی طراحی کرده ام .امیدوارم در سال 88تمام دوستان لحظاتی پر از انرژی مثبت و زیبا ، کنار عزیزان خود داشته باشند.

http://sheikhamer.co.cc/save/621sheam1r

http://sheikhamer.co.cc/save/622sheam1r

* با تذکر دوستان به جای "چرا عشق عادی شد "نوشتم.