هذیان های یک تبریزی تب کرده

دیگه آزاد و خوشبختی...
نویسنده : مریم علوی میلانی - ساعت ٦:٢۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ فروردین ۱۳۸٩
 

١ _ بر او ببخشایید

بر او که از درون متلاشیست

اما هنوز پوست چشمانش از تصور

ذرات نور می سوزد

و گیسوان بیهده اش

نومیدوار  از نفوذ نفس های عشق می لرزد   ( فروغ نازنین )

2- سلام .  سعی میکنم کم تر در دنیای مجازی باشم  اگه این پست طولانی بود عذرخواهی میکنم. ولی دوست دارم نظراتتون رو درمورد طرح و ترانه و پوستر هایی که آوردم بخونم.

3_ پوستر امیر کبیر که برای پروژه ی درسیم طراحی کرده بودم و قبلا در موردش نوشته بودم به همراه پوستر استاد شجریان

تقدیم به بزرگواری خودشان

استاد شجریان   امیر کبیر

 

4- دلم گرفته است

چه کسی حالم را

آیات میخواند؟

5- تسلیت میگم به علی عزیز که تنها یک ماه قبل از مراسم عروسی ،به سوگ از دست دادن همسرش نشست . امیدوارم  امسال در سال ببر ( سالی که مال منه )همه و همه ی مردم و هنرمندان و دولت مردان سبز کشورسبزم سلامت باشن و کسی از عزیزانش جدا نشه .

6-

شب از چشما ی تو رفته / نشسته تو دلت خورشید

خیالم راحته دیگه / که خوشحالی و پر امّید

من و بشکن بدون ترس / که بستم دست و بالت رو

بزن رو دست این تقدیر / شروع کن عشقتو از نو

رها شو پر بکش حالا / دیگه آزاد و خوشبختی

تمومه زجر تو با من / تمومه غصه و سختی

بخند و خستگی در کن / همونی شد که می گفتی

میدونم بعد از این رفتن / دیگه یادم نمی افتی

اگه حتی غرورم رو / به دست گریه ها دادی

خیالم راحته اما / بدون من تو آزادی

 


 
 
تحویل در کنار او
نویسنده : مریم علوی میلانی - ساعت ۳:۳٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٩
 

بهترین تحویل سال زندگیم بود. برای اولین بار کل خانواده در کنار هم و سر خاک بزرگ خانواده ،لذت  همراه با  غم  زیادی برام داشت . الان آروم آرومم هوای پاک اونجا و حس آرامشی که بعد تحویل سال و رها کردن بادکنک های سبز تو آسمون تبریز عزیزم بهم دست داده امیدوارم تا آخر سال برای من و همه باقی بمونه . خدایا تو رو به بزرگیت قسم امسال رو تو ذوقمون نزن. و هر چه خوبی مضاعف ! رو به همه ی هموطنانم  عیدی بده . پیشاپیش ممنون